هی
هیییی
هیییییییییی
هییییییییییییییییییییی
هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
چقدر حسرت گذشته میخورین؟
چه قدر به یاد گذشته تون میفتین؟
چه عکس العملی در مقابل از دست دادن و از یاد بردن دارین؟
با ما تماس بگیرید...!
ما شقایقی داریم که خیلی ها توی دنیا ندارند
ما راحله ای داریم که خیلی سرش شلوغه و ممکنه هر راحله ای توی دنیا اینجور سرش شلوغ نباشه
ما تورجی داریم که تولدش را همگی با هم یادمون رفت و ممکنه هر تورجی توی دنیا از ما توقعی برای به خاطر سپردن تولدش نداشته باشه(چی گفتم؟!)
ما یه حاجی داریم که تیکه کلامش خوشگلم ـ و محاله حاجی دیگه ای توی دنیا این تیکه کلام را داشته باشه!
ما یه اود داریم که از وقتی نامزد شده پروانه ی توی وبلاگش از همه ی قالبهای دنیاپروانه ای تره
ما یه آیدا هم داریم که از همه ی ایداهای توی دنیا کم پیداتره
البته شما یه بهار هم دارین
که خیلی ...
خیلی...
غریبانه به خوشبختی اکنونش مینگره!
ما هفت نفر یه وبلاگ مشترک داریم که محاله توی دنیا کس دیگری هم صاحب این وبلاگ باشه
ما قبلنا از این وبلاگ محافظت میکردیم
نوشته هایی داخش داشتیم که هیچ کس دیگه ای هیچ جای جهان این نوشته ها را نداشت
و فکر نمیکنم هیچ جای دیگه ای دوستهای وبلاگی جمع بشن و هر کدومشون صاحب یکی از شخصیت های فیلم پس از باران بشن!
ما یه خرابات داریم
که پسوردش را خودمون ساختیم
خودمون فکرکردیم که اسمش چی باشه(این خیلی مهمه)
قالبش را خودمون ساخیتم
نوشتهاش از خودمونه
و با ماست که طعم و مزه و بو گرفته
پس بر عکس این هم امکان داره
خودمون باعث میشیم که خراب و فاسد بشه
خودمون باعث میشیم که نوشته های تکمون رنگ تکرار بگیره و روونه ی آرشیو بشه
خودمون باعث میشیم که این وبلاگ مثل بقیه بشه
"مثل"
به این کلمه فکر کنید...
وقتی مثل کس دیگه ای بشه یعنی تکرار شده
یعنی خسته کننده شده
خودمون باعث نشیم که این وبلاگ مثل خیلی جاهای دیگه کم کم از یاد بره و محو بشه
بی خیالش نشیم!
نوشته ی زیاد قشنگی نشد
و ببخشید که من دوباره اپ کردم خواستم یه چیزایی را به خودمون یاد اوری کنم
:
اینکه آدم باید از همه ی چیزهای کوچیک و بزرگ زندگیش محافظ کنه
باید قدر همه چیز و همه کسش را بدونه
تا جایی برای افسوس نمونه!