من الان دلم می خواد کلی حرف بزنم ولی هیچی نمیاد تو سرم !اممروز تولد بهترین دوستم بوده!مثلا یکی از بدترین اتفاق های زندگیم هم افتاده عین خیالم نیست!
ویرانه ترسی از ویرانگی ندارد.....
مگه نه!؟
برام مهم نیست!
پس فردا و فرداش امتحان دارم!![]()
چقدر سخته زمانی که دیگه به خودت می قبولونی که راه رو اشتباه رفتی!این که این همه مدت آخرش هیچ بوده!تلاشت بیهوده بوده!برگرد و دوباره درست کن!لحظه های رفته شده!.
واقعا چرا نمی فهمن!آخه درکش سخت نیست!خبر داشتم آدم ها خیلی خودشون رو دوست دارن!>لی تا این حد رو نه!آدم ها خیلی عاشق خودشونن!.............
خندم می گیره!
بیچاره ترین انسان کودکیست که بسیار می فهمد و کم می داند! جبران
تصویر ساده لوحی خویش را بر زمین می کوبم و
زار می زنم!
آیدا
راحله تو از کجا فهمیدی من نمی تونم کامنتارو ببینم؟حالا کامنتا هیچچچچچچچچچ!خرابات هم سفیده!الان یه موجود پر رووووووووو رو پاهایه منه داره خمیازه می کشه می خواد بره کلشو گرفتم !الان هم نفس کشید از حرصش![]()
سولی!
تشویق کنین!
شانس اورده سفیده وگرنه دم و دقه بهش می گفتم ته دیگ!سییییییییییاه!
سفیده موهاشم از بالا براش بستیم با کش نازنین من!قرمززززز
گازم گرفت
نشوندمش
خوابش میاد
رفت!