باز كن پنجره ها را كه نسيم روز ميلاد اقاقيها را جشن می گيرد
و بهار روي هر شاخه، كنارهربرگ شمع روشن كرده است
همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فرياد زدند
كوچه يكپارچه آواز شده است
و درخت گيلاس هديه جشن اقاقيها را گل به دامن كرده است
بازكن پنجره هارا اي دوست
حاليا معجزه باران را باور كن
و سخاوت را درچشم چمنزار ببين، و محبت رادرروح نسيم
كه دراين كوچه تنگ، باهمين دست تهی روز ميلاد اقاقي ها را جشن می گيرد
خاك جان يافته است
نكندسنگ شوی
نكند بااين همه شور دلتنگ شوی
باز كن پنجره ها را و بهاران را باور كن..
راحله عزیزم.. امیدوارم که 50 سال آینده از عمر گرانبار را در کنارم بهت خوش بگذره!
امیدوارم همیشه رو فرم باشی و ساعات خوبی را در کنار هم طی کنیم..
در این چند سال مهمترین روز برای من روز تولد تو بوده و خواهد بود و همیشه یه بهانه ای بوده که همه دلچرکی ها رو از یاد ببرم و فقط برای تو تب کنم و بمیرم!! و اون موقع تو با دم مسیحایی خود، دوباره به من جون می دادی و هیچ لحظه ای زیباتر از آن لحظه ولادت یک روح در دو تن ندیدم...
راحله من، خود من.. چی دوست داری برات امشب بپزم؟!!
به جون بابات، همون یک باری که دست پختت رو خوردم فهمیدم که چه مزه ی دلچسبی داره، غذای خانم خونه.. تا اون حد به من چسبید که من یادم رفت که چه پلو شوری خوردم.. چه خورشت تلخی.. آخه شیرینی غذای ذهن صد چندان بود برام.. هر چند که آخرش از کت و کول افتادم، تا 5 سانت غذای ته گرفته قابلمه ها رو شستم!
حال می خوام هنر خودم رو نشون بدم.. و مطمئنم که هیچ چیزی برای تو از این گرانبهاتر به عنوان هدیه به تو نخواهم یافت!!
چی برات درست کنم امشب ؟....
عسل بانوی من... امروز متولد میشه... یک بار همه با هم.. هوووووووووووووووووووووورررررررررررررراااااااااااااااااا!!!!!!
شوهرت....!
------------------------------------------
ماله من بود (بعـــــــــــــله بايد بگم که بدونين!!!!!!
) اما الآن هيچی به ذهنم نمیرسه که بهت بگم برای تبريک تولدت...فقط میخوام بدونی که از صميم قلب دوستت دارم و يکی از بهترين دوستای وبلاگی من هستی و اميدوارم به زودی بتونم ببنمت چون يه چيزی اينجاس که ماله توهه!!!!! و بايد سريعا تحويل داده بشه!!!!! خيلی گلی٬خيلی خانومی و خيلی دوست دارم...
بهترین و عمیق ترین آرزوهای قلبیمو تقدیت می کنم و امیدورام تا زمانی که دوست داری زندگی کنی و خوش بگذرونی و مثل همیشه شاد و شادیبخش باشی!
تولدت مبارک عزيزم!


دوست عزيزت
و همکار شووووور لندهورت
و زن همشهری نکبتت
و هووی دوست کوچولوت
!!!! (نهايت روابط فاميلی!!!!بچه هامون از ۶ در با هم فاميل میشن!!!!!!!)
شقایق
------------------------------------------
گفتن درباره ی کسی که بیشترین حرفی که باهاش زدی چه جوری اپلود کردن عکسه خیلی سخت دوووست داشتنش که سخت نیست؟
راحله جونم دوست دارم تولدت مبارک!





بهار
قبل از این که چرت و پرتای بقیه رو بخونم و ببینم چه حرفهای مفففففففتی تحویل این جامعه دادن !!!
باید بگم که ... که ... که
راحله جون جون جوننننننننننننننننننننننننننننننننمممممممممممممممممممم تولدت مبارکککککککککککککککککککک هواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار تا همراه با صد تا بوس و ماچ و این صحبتا
امیدوارم که صدددددددددددددددددد سال دیگه زنده باشی و با هم این خراب شده رو آپ کنیم 

همراه با آرزوی سلامتی و خوشششششششششششششششحالی واسه خود خودت









اود.
------------------------------------------
دوسش دارم !
راحله از اولین کسایی که من تو عالم وبلاگ باهاش آشنا شدم .
قدیما راحله همسر جونای من بود و منم شوهر جوناش !
خیلی راحت طلاقم داد ولی /
رفت یا این مرتیکه تورج مزدوج شد /
حالا امروز تولدشه
/
تفللدت مبارک
به اندازه ی نوح عمر کنی ایشالله
سال دیگه بچه بغل ببینیمت
نه خونه ی تورج اما
/
حاجی