تبليغاتX
خرابات

خرابات

چه عجیبه احساست وقتی که:

یکی از دستت ناراحته.. لینکت رو پاک می کنه.. کامنتات رو همینطور .. ولی تو نمی دونی چرا!!! هر چی میل می زنی جواب نمی ده٬ آف میذاری انگار نه انگار..

به نظر من که خیلی زشت تره وقتی یکی از یک چیزی ناراحت شده ولی به جای اینکه بیاد باهات صحبت کنه و بگه که چی شده٬ چمباتمه زده تو خودش و فک می کنه با باد و بود کارا درست می شه.. حس می کنه که اگه طرف مقابلش رو آزار بده٬ دلش خنک می شه.. فکر می کنه که طرف رو متوجه کاراش کرده.. اینطوری می خواد ثابت کنه که مثلا تو اصلا قد و قواره من نیستی و ارزش این رو نداری که حتی من با تو صحبت کنم!.. ولی نمی دونه که شاید طرف اصلا از موضوع خبر نداشته باشه.. شاید یه سوء تفاهمی چیزی پیش اومده!!

 

...

 

دارم میام نمایشگاه کتاب تهران.. شاید حاجی رو دیدم! آخه گفته شانزدهم در حال دید زدن می باشد!!!!! حالا دید زدن چی خودت بگو سعید جون..

(به جون من خودت بو دار حرف می زنی..!!!)

 

...

 

اگه گفتین چرا عجیب بود احساسه؟!!

برای اینکه غرورت بهت اجازه نمی ده که فک کنی تقصیر از تو بوده.. ولی احساست یه کم ملایمتره٬ میگه حتما یه کاری کردی که این طوری شده!

غروره کار خودش رو می کنه آخر.. حرف آخرش اینه که: قهری که قهری .. من چی کار کنم.. تو هم اونقد غیافه بگیر و باد کن تا بترکی!!!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1384ساعت 23:42  توسط بچه های خرابات  | 

بازم باید تشکر کنم از طراحی زیبای حاجی. ولی خوب منم یه خورده فضولی کردم تو کارشون.. اون گوشه رو اگه نگاه کنید یه قسمت گذاشتم که توش همه بچه هایی که اینجا می نویسن یه شرح حال کوتاه در بارشون باشه.. ولی خوب هنوز کامل نشده.. خودتون یک شرح حال مختصر درباره خودتون بنویسین بفستین برام تا کاملش کنم..

مرسی..

تورج

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اردیبهشت1384ساعت 23:20  توسط بچه های خرابات  |