تبليغاتX
خرابات

خرابات

فکر اینکه یک روز همه با هم اینجا جمع می شدیم و تو کامنت دونی با هم دیگه چت می کردیم و یک ثانیه یه بار باید دکمه دیفرش رو می زدم تا کامنت های جدید رو ببینیم یه جوری قلقلکم می ده یه لبخند محو رو صورتم می کاره ... چه بچه های پاستوریزه ی اکتیوی بودیم اما

نمی دونم این حس رو شما هم دارین یا نه زندگی به بچه یا یه نوجوان کش می آد یعنی مثلا من یادمه که یه مدت می خواستم برم مدرسه اما هنوز کوچیک بودم...باورتون نمی شه که من هر روز پا می شدم و می دیدم هنوز ۶ سالمه ...تو اون دوره، زمان انقدر برام کند می گذشت که کلا شک میکردم ۷ سالگیی وجود داشته باشه !

یا دوران راهنمایی و دبیرستان ....شاید یه کم سرعت گذر روزها از دبستان بیشتر شده بود اما من مطمئنم خیلی طول کشید تا من ۱۸ سالم شد....شاید یک قرن !!!!

دو سال آخر از دهه اول زندگیم-برعکس بقیه سال ها- روزها به اندازه بودند...هر کدوم ۲۴ ساعت نه بیشتر نه کمتر... شاید بهترین روز ها همون روز ها بودند..

دهه دوم زندگی که شروع شد دیدم برعکس همه اون ۱۹ سال گذشته زندگی پاشو گذاشته رو گاز و تخته گاز داره می ره ...

شنبه ۲۰...یکشنبه ۲۱...دوشنبه ۲۲...سه شنبه ۲۳ ...امروز هم که چهار شنبه اس

روزها با سرعت نور گذشتن و من یهو چشم باز کردم و دیدم اینجام!

حالا نمی دونم برا شما هم این جوری بود یا نبود !

به هر حال با اومدن به اینجا و تکرار خاطراتم خوشحال ام...خوشحال ام که خیلی هامون سر سامون  گرفتیم و خانواده جدید تشکیل دادیم ...خوشحال ام برای همه امون و خوشحال تر که یک دوره از زندگیمو با شما ها گذروندم ...

دوس دارم هر کدوممون هر کجا که هستیم همه ی اتفاقات خوب رو تو زندگیمون تجربه کنیم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 شهریور1388ساعت 18:58  توسط بچه های خرابات  | 

سلااااااااااااااااااام!

عیدتون مبارک!نیست خیلی هم سر می زنین این جا!عید رو به در و دیوارا باید تبریک بگم!ای بابا!منم دانشجوام!منم هزار تا کار ریخته سرم!ولی حداقل فرصت ها رو از دست نمی دم!چه معنی می ده انقدر بی روح!!بسه دیگه/////دوری بسه..............بیاین.....

+ نوشته شده در  شنبه 1 فروردین1388ساعت 3:9  توسط بچه های خرابات  | 

سلام

بچه ها یه خبری از خودتون بدین!
اگه زنده این، اگه شوهر کردین، تورج جان اگه زن گرفتی، اگه بچه دار شدین، اگه درستون تموم شده، هر کجا هستین و هر کاری میکنین یه خبری چیزی بدین!
اگه جایی مینویسین آدرس بلاگتون رو بدین!
بدین دیگه بابا
اینجا سایت من و خانوممه:

http://30n.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 1:26  توسط بچه های خرابات  | 

سلام بچه ها.......

آیدام.....

هر کس اومد یه شرح حالی از خودش بده!همه از هم بی خبریم...

اصفهانم....مشغول درس....گاهی آرووم....گاهی عصبی....رو به  خوب شدن...با کلی درس تلنبار شده......

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 11:11  توسط بچه های خرابات  | 



نه ! داری درست می بینی ! یه نفر اینجا رو به روز کرده ! اون یه نفرم کیه ؟ منم !
(خود تحویل گیری افراطی)


سلام به همه

عید فطر مبارک

تولد من و راهول مبارک

قبول شدن آیدا و بهار مبارک

تولد یا قبول شدن اون دو عنصر ذکور هم مبارک !

دیگه چی ؟ آها ! تولد آینده شقایق هم مبارک

نبووووووود ؟

چرا ! ... توللللللد ایدا هم مبارک !!!!  ............. آیدااااااا تولدت مبارک :)


خوبید جمیعآ ؟

کلآ تو مود غبار روبی نیستم اما دیدم اوضاع خیلی ناجوره !

خیلی وقته ننوشتم کسی بخونه ... دستم به نوشتن نمیره .......

امری نیست ؟

خوب باشید و خوش و خوشبخت و موفق و مثبت ! ...



+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 18:29  توسط بچه های خرابات  | 

سلام

شما فکر کنین ۳۰ تیر هست!!!!چه اشکالی داره!؟

توررررررررررررررررررررررررررررررج!تولدت مبارک!!!!!!

خبر که نداریم چند سالت می شه !قدیما خانوما نمی گفتن چند سالشونه!گویا آقایون هم به این دسته پیوستن!

دیر شد چون من یکی که یادم رفت!

بازم تولدت مبارک.

ادی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 18:24  توسط بچه های خرابات  | 

من گریزان گشتمو پهلو به پهلو امدم!

در راه تو....چرت نگویم بس دلم پر باشدو پهلو به پهلو......!

گویم ان روز که خردکی بودم چه اشتیاقانه به بار نشستم و خواندم از بهارانه شدن و گفتم اه هجده سالگی!چه شوممممم!!!!!

اما اکنون

هجده ساله ام؟!!!

خردکم!!!

دلم گرفته ازین بی قرار رسم ها و این بی دلان عالم که چنان رفتار مینمایند که انگار.....

تو کی هستی؟!!

که دل منو شکستی؟؟؟!

چرا عاشق شدم من؟؟؟؟

عاشق ادمی ترسو

ادمی درویش

ادمی

مثل تو

************

تو عادت کردی به تنهایی بهارم

دیوار خلوتت را شکست و امد تو گفت :منم!

اما امروز بعد از اب دادن به گلهای شمعدانیم گفت:میروم

اااااااه

لعنت به دوری

دووووری

لعنت به من که مجنون وار ناز میکشم

به تو وابسته میشوم و درد میکشم و عشق را........سزارین میکنم!

لعنت به اینده ای که دوماه دیگرست

لعنت به آینده های وابسته به ان دوماه

لعنت به زمان!

به روزی ۸ساعت درس!

به عشق نویسندگی که در تمام زندگیم تنها عشقم بود و بس!!!!

لعنت به تو که تا دوماه دیگر میروی  ومن میمانمو دیوار تنهایی

لعنت به ۱۸ سالگی پرشوروحال!(هار!)

آه من چه مستم و نرگس وار امروز!

مانند چشمانم!

تولدم مبارک!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 23:49  توسط بچه های خرابات  | 

سال نو مبارک دوستای خوب و قدیمی!

برای همتون یه عالمه آرزوهای خوب دارم! ایشالا سال جدید برای همتون سال خوب و پر از شادی و موفقیتی باشه! امیدوارم همیشه لبخند رو لباتون باشه و خوشحالی تو دلتون بالا و پایین بپره!

خیلی دوستون دارم! لحظه ی سال تحویل دعا یادتون نره!

 

شقایق!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 23:44  توسط بچه های خرابات  | 

پشت شیشیه برف می بارد...

پشت شیشیه برف می بارد

در درون سینه ام دستی

دانه ی اندوه می کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سر انجامم چنین دیدی

بر دلم باریدی ای افسوس

بر سر گورم نباریدی

چون نهالی سست می لرزد

روحم از سرمای تنهایی......

فروغ..

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 22:15  توسط بچه های خرابات  | 

 

بچه ها فردا تولد کیههههههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هیشششششششششکی نمی دونه

با چه زحمت و مرارت و مشقتی ! صبح کله سحر !! پاشدم بیام بنویسم پست تولدی رو که مشکوک شدم بین امروز و فردا !!!

تتتتتتتتتووووووووووولللللللللللللللدددددددددددتتتتتتتتتت ممممممببببببببااااااااررررررررررررکککککککک

شقایق

هیشکی نفهمید تولد کی بود ؟

 

*اودووووووووو

 

 

خیلی لوسییییییییییییییین!!!!!!!دیروز کلی تلاش کردم این جارو آپ کنم نششششششششششششششد!!!!!!!منم نمی دونم شقایق ۱۷ هست یا ۱۸ !ازشم پرسیدماااا!!!یادم رفته!!!!!

تولدت مبارکککککککک

خودت که نمی تونی خودت رو ببوسی....این از طرف چهار تاییمون

آیدا

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 آبان1386ساعت 8:41  توسط بچه های خرابات  |