عیدتون مبارک!نیست خیلی هم سر می زنین این جا!عید رو به در و دیوارا باید تبریک بگم!ای بابا!منم دانشجوام!منم هزار تا کار ریخته سرم!ولی حداقل فرصت ها رو از دست نمی دم!چه معنی می ده انقدر بی روح!!بسه دیگه/////دوری بسه..............بیاین.....
بچه ها یه خبری از خودتون بدین!
اگه زنده این، اگه شوهر کردین، تورج جان اگه زن گرفتی، اگه بچه دار شدین، اگه درستون تموم شده، هر کجا هستین و هر کاری میکنین یه خبری چیزی بدین!
اگه جایی مینویسین آدرس بلاگتون رو بدین!
بدین دیگه بابا ![]()
اینجا سایت من و خانوممه:
آیدام.....
هر کس اومد یه شرح حالی از خودش بده!همه از هم بی خبریم...
اصفهانم....مشغول درس....گاهی آرووم....گاهی عصبی....رو به خوب شدن...با کلی درس تلنبار شده......
نه ! داری درست می بینی ! یه نفر اینجا رو به روز کرده ! اون یه نفرم کیه ؟ منم !
(خود تحویل گیری افراطی)
سلام به همه
عید فطر مبارک
تولد من و راهول مبارک
قبول شدن آیدا و بهار مبارک
تولد یا قبول شدن اون دو عنصر ذکور هم مبارک !
دیگه چی ؟ آها ! تولد آینده شقایق هم مبارک
نبووووووود ؟
چرا ! ... توللللللد ایدا هم مبارک !!!! ............. آیدااااااا تولدت مبارک :)
خوبید جمیعآ ؟
کلآ تو مود غبار روبی نیستم اما دیدم اوضاع خیلی ناجوره !
خیلی وقته ننوشتم کسی بخونه ... دستم به نوشتن نمیره .......
امری نیست ؟
خوب باشید و خوش و خوشبخت و موفق و مثبت ! ...
شما فکر کنین ۳۰ تیر هست!!!!چه اشکالی داره!؟
توررررررررررررررررررررررررررررررج!تولدت مبارک!!!!!!![]()
خبر که نداریم چند سالت می شه !قدیما خانوما نمی گفتن چند سالشونه!گویا آقایون هم به این دسته پیوستن!
دیر شد چون من یکی که یادم رفت!
بازم تولدت مبارک.
ادی
در راه تو....چرت نگویم بس دلم پر باشدو پهلو به پهلو......!
گویم ان روز که خردکی بودم چه اشتیاقانه به بار نشستم و خواندم از بهارانه شدن و گفتم اه هجده سالگی!چه شوممممم!!!!!
اما اکنون
هجده ساله ام؟!!!
خردکم!!!
دلم گرفته ازین بی قرار رسم ها و این بی دلان عالم که چنان رفتار مینمایند که انگار.....
تو کی هستی؟!!
که دل منو شکستی؟؟؟!
چرا عاشق شدم من؟؟؟؟
عاشق ادمی ترسو
ادمی درویش
ادمی
مثل تو
************
تو عادت کردی به تنهایی بهارم
دیوار خلوتت را شکست و امد تو گفت :منم!
اما امروز بعد از اب دادن به گلهای شمعدانیم گفت:میروم
اااااااه
لعنت به دوری
دووووری
لعنت به من که مجنون وار ناز میکشم
به تو وابسته میشوم و درد میکشم و عشق را........سزارین میکنم!
لعنت به اینده ای که دوماه دیگرست
لعنت به آینده های وابسته به ان دوماه
لعنت به زمان!
به روزی ۸ساعت درس!
به عشق نویسندگی که در تمام زندگیم تنها عشقم بود و بس!!!!
لعنت به تو که تا دوماه دیگر میروی ومن میمانمو دیوار تنهایی
لعنت به ۱۸ سالگی پرشوروحال!(هار!)
آه من چه مستم و نرگس وار امروز!
مانند چشمانم!
تولدم مبارک!
برای همتون یه عالمه آرزوهای خوب دارم! ایشالا سال جدید برای همتون سال خوب و پر از شادی و موفقیتی باشه! امیدوارم همیشه لبخند رو لباتون باشه و خوشحالی تو دلتون بالا و پایین بپره!
خیلی دوستون دارم! لحظه ی سال تحویل دعا یادتون نره!
شقایق!
پشت شیشیه برف می بارد
در درون سینه ام دستی
دانه ی اندوه می کارد
مو سپید آخر شدی ای برف
تا سر انجامم چنین دیدی
بر دلم باریدی ای افسوس
بر سر گورم نباریدی
چون نهالی سست می لرزد
روحم از سرمای تنهایی......
فروغ..
بچه ها فردا تولد کیههههههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
هیشششششششششکی نمی دونه ![]()
با چه زحمت و مرارت و مشقتی ! صبح کله سحر !! پاشدم بیام بنویسم پست تولدی رو که مشکوک شدم بین امروز و فردا !!! ![]()
تتتتتتتتتووووووووووولللللللللللللللدددددددددددتتتتتتتتتت ممممممببببببببااااااااررررررررررررکککککککک
شقایق ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هیشکی نفهمید تولد کی بود ؟ ![]()
![]()
![]()
*اودووووووووو ![]()
خیلی لوسییییییییییییییین!!!!!!!دیروز کلی تلاش کردم این جارو آپ کنم نششششششششششششششد!!!!!!!منم نمی دونم شقایق ۱۷ هست یا ۱۸ !ازشم پرسیدماااا!!!یادم رفته!!!!!
تولدت مبارکککککککک![]()
![]()
![]()
![]()
خودت که نمی تونی خودت رو ببوسی....این از طرف چهار تاییمون![]()
آیدا![]()
این همه نوشتم و به خودم گفتم خوب حالا علت نوشتنش چیه؟.......فقط می خواستم بنویسم که واسم بمونه ....ولی خوب دیگه نمی شه ساده بود و ساده نوشت....
خسته شدم از جامعه امون......حس می کنم قاطی کرده!نمی دونم چرا دوسش ندارم!....
نمی دونم چرا از چادر بدم اومده .... تو قرآن اومده که لباس باید بدن رو بپوشونه!حالا اگر کسی می خواد چادر بپوشه به حرمت فاطمه هست ....ولی فقط چادر فاطمه رو باید داشته باشن؟!
اکثرشون حتی نگاهاشون هم اون جیزی نیست که باید باشه!.....۱۰ روز با ۱۵۰ نفر زندگی کردم که ۱۴۰تاشون چادری بودن!..ولی دریغ از این که ۱۰ تا انسان پیدا کنم!!!!
نگاه ها و لبخند های مهربون پوچ!!!!عزیزم های مسخره و تهوع آور!!!!!زرنگی هایی که فقط باید نگاهشون می کردی!یا یه کاری می کردی که ادامه پیدا نکنه!بحث های بیهوده سر این که افتخاری گوش کنن یا اصفهانی و یه گروه اصفهانی مجاز نیست و گروه دیگه نه هست!و توی اتاق!کسی که دم می زد اصفهانی مجاز نیست آهنگ های امید اونم ماله صد سال پیش رو زمزمه می کرد !!!!!
....نمی گم می دونم انسانیت چی هست....ولی بدی ها رو می تونم بببینم/////شاید هنوز بچه موندم.....شاید هنوز می خوام بچه باشم .......
کاش بذارن زندگیمو بکنم........
ای دلکم گریه نکن
کار زمون با آدما همینه........
عیب نداره خدایی هم اون بالاهاست......
خدایی که تازگی ها .............
.
.
.
تموم نمی شه لجبازی هات زمونه....
نمی دونم چرا نمی تونم نگران باشم ......
می رم تو آشپزخونه که می بینم.......
هنوز ایستادم که باز می بینم..........
ای خدا همه چیز رنگ فریبه
می ایستم و ادامه می دم به کارم.......حس سنگ رو دارم..............
دیگه طاقتم تمومه دیگه فرصتی نمونده واسه عشق و عبادت.........
اتاقم وحشتناک شده به بهونه ی مرتب کردن میام تو اتاقم..........
نگاه آینه می کنم!!این منم!؟
رو به قبله ام!می پرسم چرا؟!
می خوام امشب با خدا شکوه کنم!
شکوه های دلم رو تو می دونی...............
سیاه شدم////
اگه امروز بگذره فردا می شه مگه فردا چی می شه تو میدونی..........
مامان میاد تو اتاقم می خونه.......دل من زندون داره تو می دونی.....
دلم واسش می گیره...خیلی هم می گیره.....پشتمو می کنم تا نفهمه!
یه نگاه می کنم!می دونه که می دونم!.......دلم نمیاد چیزی رو که فهمیدم رک بگم......چطوری بگم!؟
سرم درد می کنه
زانوم درد می کنه
ای خدا آخرش چی؟چی کار می تونم بکنم؟چرا نمی فهمه؟
دلم می گه خودت رو گول بزن..............................
ای خدا مگه مارو دوست نداری؟؟
ای خدا کجای کاری؟!........................
